واژه نامه حقوقی حرف ج تا خ

( ج )
جاعل: از نظر حقوق مدنی متعهد در جعاله را گویند.
جریمه: وجه نقد یا مال دیگر که بعنوان مجازات از مجرم گیرند.
جعاله: التزام شخصی به ادای اجرت معلوم در مقابل عملی اعم از این که طرف معین باشد یا غیر معین.

( چ )
چک: نوشته ای است که به موجب آن صادر کننده چک وجوهی را که نزد دیگری دارد کلاً یا بعضاً به نفع خود یا ثالث مسترد می دارد.

( ح )
حق ارتفاق: حقی است برای شخص در ملک دیگری بواسطه مالکیت در ملک معین.
حق العبور: یکی از نمونه های حق ارتفاق در ملک غیر است .
حق المجری: حق ارتفاقی است که به موجب آن مالکی از ملک یا املاک دیگران، حق جریان دادن آب یا لوله گاز و نفت یا فاضلاب داشته باشد.
حق انتفاع: حقی است که به موجب آن ،شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.
حق سکنی: نوعی حق انتفاع و عبارت است از حق سکونت در محلی که مالک عین اجازه دهد.
حیازت: در حقوق مدنی وفقه = تصرف و وضع ید یا مهیا کردن وسائل تصرف و استیلاء بر چیزی. جمع کردن و بدست آوردن چیزی .
حواله: عقدی است که به موجب آن طلب شخصی از ذمـﺔ مدیون به ذمـﺔ شخص ثالثی منتقل می گردد.

( خ )
خسارت : مالی که باید از طرف کسی که باعث ایراد ضرر مالی به دیگری شده به متضرر داده شود.
خلع ید: رفع تصرف از متصرف غیر منقول به استناد حکم دادگاه یا سند رسمی و یا حکم قانون .
خیار: تسلط قانونی شخص در اضمحلال عقد.قدرت قانونی که یکی از طرفین عقد پیدا می کند که به موجب آن می تواند عقد را منحل کند.
خیار تخلف شرط: هرگاه بعد از عقد وفا به شرطی که شده شرط فعل، (شرط صفت) نشود کسی که به نفع او شرط شده می تواند معامله را فسخ و عوض را بگیرد و می تواند معامله را به همان نحو (بدون اخذ ارش) قبول کند.
خیار تدلیس: تدلیس،عمل موجب فریب طرف معامله است و وجود آن سبب پیدایش حق فسخ می شود.
خیار رؤیت و تخلف وصف: هرگاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافی که ذکر شده است نباشد مختار است که بیع را فسخ یا به همان نحو که هست قبول نماید.
خیار شرط: در عقد بیع ممکن شرط شود که در مدت معینی برای بایع یا مشتری یا هر دو شخص یا دیگری غیر از طرفین معامله اختیار فسخ معامله باشد.
خیار عیب: اگر بعداز عقد معوض معلوم گردد که مبیع معیوب بوده، مشتری در قبول معیوب یا اخذ ارش یا فسخ معامله مختار است .
خیار غبن: هریک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعداز علم به غبن می تواند معامله را فسخ کند.غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد.
خیار مجلس: در عقد بیع مادام که مجلس عقد به هم نخورده طرفین حق به هم زدن بیع را دارند. به هم زدن مجلس عقد به تفرقه متعاملین از یکدیگر(ولو به چند قدم) و یا به ترک مکان عقد (ولو باهم) محقق می شود.