واژه نامه حقوقی حرف د تا ز

( د )
دائن: کسی که تعهدی به نفع او بر ذمه غیر وجود دارد.قرض دهنده بستانکار مقابل مدیون بدهکار
دارایی: به مجموع اموال و مطالبات و دیون گفته می شود.
دانگ: یک ششم از مال غیر منقول
دایر: زمینی است که تحت کشت یا بناء و مانند آنها باشد.
دفتر اسناد رسمی: دفترخانه اسناد رسمی از واحــدهای وابسته به قوه قضاییه است که بــرای تنظیم و ثبت اسنــاد رسمی طبق قانون و مقررات مربوط تشکیل می شود.
دلال: کسیکه با دریافت حق معینی، واسطه بین خریدار و فروشنده می شود.
دین: تعهدی که بر ذمـﺔ شخصی به نفع کسی وجود دارد.
دین مؤجل: دینی که در موعد معینی قابل مطالبه و پرداخت است و در مقابل دین حال استفاده می گردد.

( ر )
راهن: رهن دهنده.
رقبه: املاک غیر منقول.
رهن: عقدی است که به موجب آن مدیون، مالی را برای وثیقه به دائن می دهد.
فک رهن: خروج مال مورد رهن از حالت وثیقه بودن.

( ز )
زیان: به معنی ضرر به کار می رود.